گذری بر تاریخ و جایگاه حرم مطهر‌ رضوی در رویدادهای انقلابی مشهد | روزی که خطبه به نام امام خمینی (ره) خوانده شد

  • کد خبر: ۳۸۵۹۶۱
  • ۲۴ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۴۶
گذری بر تاریخ و جایگاه حرم مطهر‌ رضوی در رویدادهای انقلابی مشهد | روزی که خطبه به نام امام خمینی (ره) خوانده شد
تاریخ شاهد این است که حرم همیشه پناه و ملجأ همه، به‌ویژه مشهدی‌ها در روزگارانِ سخت و دشوار بوده است، خاصه آنجا که سر به تظلم بر می‌داشته و قیام‌های بزرگ را شکل می‌داده‌اند.

طوبی اردلان | شهرآرانیوز؛ شعر معروف «آمدم‌ای شاه، پناهم بده» خلاصه همه حرف‌ها، کتاب‌ها و آمدن‌و‌شدن‌هایی است که قرن‌هاست اتفاق می‌افتد. پناهندگی و پناه خواستن در صحن و سرای ملائک‌پاسبان حرم، نه امروزی، که سنتی دیرینه است. تاریخ نیز شاهد این است که حرم همیشه پناه و ملجأ همه، به‌ویژه مشهدی‌ها در روزگارانِ سخت و دشوار بوده است، خاصه آنجا که سر به تظلم بر می‌داشته و قیام‌های بزرگ را شکل می‌داده‌اند. برای نمونه در دروه قاجار، اعتراض به قرارداد رژی یا انحصار خرید و فروش تنباکو که قیامی سراسری را در کشور در پی داشته، نخست در مشهد و با تحصن مردم در حرم‌مطهرر‌ضوی است که جلوه‌ای همه‌گیر پیدا می‌کند.

پس از واقعه به‌توپ‌بستن مجلس در آذر‌۱۲۸۶‌خورشیدی هم نزدیک به ۴ هزار تن از طلبه‌ها در حرم جمع می‌شوند و در تبعیت از آنان، کسبه بازار‌ها را تعطیل می‌کنند. این تحصن چند‌روز در حرم ادامه پیدا می‌کند و در نهایت جلوه‌ای کشوری می‌یابد؛ همچنین در دوران پهلوی اول، واقعه مسجد گوهرشاد در سال‌۱۳۱۴ خورشیدی و اعتراض به کشف حجاب اجباری رضاخانی نیز در همین صحن و سرای مطهر است که به قیامی تاریخی بدل می‌شود. این سنت در دوران مبارزات مردمی مشهدی‌ها برای به‌بها رنشستن درخت انقلاب اسلامی ادامه می‌یابد و حرم همچنان کانون مبارزه و تجمع‌های مردمی بوده است. 

حتی تشییع پیکر اغلب شهدای انقلاب اسلامی مشهد در اینجا انجام و پایان همه راهپیمایی‌ها نیز به حرم‌مطهر‌رضوی ختم می‌شده است. جلوه این حضور را می‌توان در چند‌رویداد مهم دیگر نیز دید که سرآمد رخداد‌های تاریخی و مبارزه‌های مردمی در حرم‌مطهر‌رضوی است که نخستین آنها در اواخر آبان و دیگری در عاشورای‌۱۳۵۷ رخ می‌دهد.

گذری بر تاریخ و جایگاه حرم مطهر‌ رضوی در رویدادهای انقلابی مشهد | روزی که خطبه به نام امام خمینی (ره) خوانده شد

۱۱ شهید در حمله دژخیمان به حرم در سال‌۱۳۵۷

آنچه در آبان‌۱۳۵۷ اتفاق می‌افتد، حکم ریختن نمک را دارد بر زخم همه شهیدداده‌های این دوران. ماجرا از این قرار است که در راهپیمایی مردمی این روز، وقتی مشهدی‌ها مانند همیشه پای اعتراض و مشت گره‌کرده تظلم خود را تا حرم می‌برند، با حمله دژخیمان پهلوی روبه‌رو می‌شوند آن هم به یک بهانه کوچک؛ در آخرین روز‌های آبان ۱۳۵۷ عده‌ای از تظاهرکنندگان که قصد ورود به صحن عتیق را داشتند، در راه با پرتاب سنگ، تابلوی نئون سردر آگاهی حرم را که آن روز‌ها محل حضور مأموران طاغوتی بوده است، می‌شکنند. دژخیمان پهلوی نیز همین موضوع را بهانه می‌کنند و به‌سوی مردم حاضر در حرم حضرت حمله می‌برند.

در ادامه این رویداد، تعدادی از زنان و مردان به شهادت می‌رسند و عده‌ای نیز زخمی می‌شوند. برابر اسناد برجای‌مانده، مأموران حتی در داخل حرم و رواق‌ها با مردم درگیر می‌شوند و به سویشان شلیک می‌کنند. آنها همچنین با پرتاب گاز اشک‌آور به داخل تلاش می‌کنند مردم متفرق شوند و در این گیرودار است که چادرها، کفش‌ها و کلاه‌های به‌زمین‌افتاده بسیاری داخل رواق‌ها و صحن عتیق را می‌پوشاند.

تعداد شهدای این واقعه را یازده نفر اعلام کرده‌اند. برخی خاطرات تاریخ شفاهی برجای‌مانده از مردم مشهد، اما دلیل دیگری نیز برای حمله مأموران طاغوتی به داخل حرم ذکر کرده‌اند و آن گویا نجات جان دو ساواکی بوده است که ازسوی مردم شناسایی و دستگیر شده بوده‌اند.

در این شرح چنین آمده است: 

«به قرار اظهار شاهد عینی چند نفر از مأموران ساواک که بیشتر در بین مردم و زوار مراقب و گزارشگر بودند و سابقه دستگیری چند جوان مبارز انقلابی را هم داشتند، به محاصره مردم در آمده و دستگیر می‌شوند. اینان که خود را زائر معرفی کرده، بر اثر زد‌و‌خورد با مردم و مجروح‌شدن عده‌ای از زائران معلوم می‌شود که مأمورند و در زیر لباس خود اسلحه کمری پنهان کرده‌اند. 

یکی‌شان فرار کرده و به مأمورانی که بیرون صحن حرم ایستاده بودند، اطلاع می‌دهد و آنان نیز به داخل حرم حمله می‌کنند. گروه تازه‌سر‌رسیده با تهدید اسلحه مردم را دستگیر کرده، روی چمن‌ها می‌نشانند تا نیرو‌های کمکی برسند. در‌این‌موقع تعدادی از مردم مبارز برای آزادی دستگیر‌شدگان وارد عمل می‌شوند و در زد‌و‌خوردی که بین آنان رخ می‌دهد، حرم، به‌ویژه توحید‌خانه، گلوله‌باران می‌شود.»

پس از این هتک حرمت به آستان ملک‌پاسبان حضرت‌دوست، آیت‌ا... شیرازی و تنی چند از دیگر علما با انتشار اعلامیه‌ای، یورش دژخیمان رژیم پهلوی به حرم مطهر امام‌رضا (ع) را محکوم و آقای شیرازی، روز ۳۰‌آبان را تعطیل عمومی اعلام می‌کند، اما مردم در خانه نمی‌مانند. نخستین واکنش را جامعه پزشکی و دانشگاهی نشان می‌دهند. آنان به نشانه اعتراض در محوطه بیمارستان امام‌رضا (ع) جمع می‌شوند و گروهی از مردم نیز به آنان می‌پیوندند.

مورخان نوشته‌اند در این روز، محمد شهرستانی، حبیب بهار، محمود مسعود یغمایی و احمد صبوری‌یزدی، نمایندگان مردم مشهد در مجلس شورای ملی، با ارسال نامه‌ای به ارتشبد غلامرضا ازهاری (نخست‌وزیر)، مجازات متخلفان، آمران و عاملان درگیری در حرم‌مطهر‌رضوی را خواستار می‌شوند. ساعت‌۹‌صبح اول آذر نیز عده‌ای -از طبقات مختلف مردم- که بیشتر آنها دانش‌آموز، دانشجو و روحانی بودند، در‌مقابل منزل آیت‌ا... قمی اجتماع و پس از آن به‌سمت منزل آیت‌ا... سید‌کاظم‌مرعشی حرکت می‌کنند و به‌خاطر تیراندازی در حرم‌مطهر‌رضوی، شعار‌هایی علیه رژیم سر می‌دهند.

همچنین در ساعت‌۱۱ صبح تعدادی از مردم در اطراف فلکه ششم بهمن، اجتماع می‌کنند، ولی با پرتاب نارنجک و گاز اشک‌آور متفرق می‌شوند. روز دوم آذر، به‌مناسبت یورش مأموران نظامی به حرم‌مطهر امام‌هشتم (ع)، اعلامیه‌ای از‌سوی آیت‌ا... شیرازی منتشر و در اعتراض به این حوادث، ازسوی علمای تراز‌اول، روز یکشنبه، ۵‌آذر‌۱۳۵۷، در سراسر کشور، تعطیل عمومی اعلام می‌شود.

فردای آن روز امام‌خمینی (ره) و آیات عظام مرعشی، گلپایگانی و شریعتمداری نیز با صدور اعلامیه، ضمن محکوم‌کردن جنایت عوامل رژیم پهلوی و در اعتراض به کشتار مردم در حرم‌مطهر توسط مأموران شاه، به تعطیل عمومی دوباره‌ای در سراسر کشور تأکید می‌کنند. پس از این واکنش‌ها در مشهد راهپیمایی عظیمی به راه می‌افتد. تاریخ‌نگاران این راهپیمایی را با این شعار‌های مردمی ثبت کرده‌اند: «مردم شعار می‌دادند: روز همه شیعیان شام غریبان شده‌/ قبر امام‌هشتم (ع) گلوله‌باران شده.»

گذری بر تاریخ و جایگاه حرم مطهر‌ رضوی در رویدادهای انقلابی مشهد | روزی که خطبه به نام امام خمینی (ره) خوانده شد

زنگ پیروزی انقلاب‌اسلامی در عاشورای ۱۳۵۷ به صدا در آمد

اوج این اتفاق‌ها، اما در عاشورای سال‌۱۳۵۷ جلوه‌گری می‌کند و آن خواندن خطبه این روز به نام امام‌خمینی (ره) به دست آیت‌ا... خامنه‌ای است؛ روزی که به گفته تاریخ‌نگاران اعلام قطعی پیروزی انقلاب‌اسلامی در مشهد است. ماجرا از این قرار است که عصر روز تاسوعا در پایان راهپیمایی اعلام می‌شود که شب، پس از نماز مغرب‌وعشا، آقای خامنه‌ای اقدام به خواندن خطبه شب عاشورا خواهند کرد. این کار در آن زمان یک بدعت و حرکت نو محسوب می‌شده، زیرا براساس رسمی قدیمی، فقط افرادی که از پیش به‌صورت رسمی به مراسم خطبه‌خوانی شب عاشورا دعوت می‌شدند حق شرکت در آن را داشتند و مردم عادی به‌هیچ‌روی تا آن زمان امکان حضور در این نوع مراسم را نداشتند.

همچنین خطبه در این شب با نام شاه قرائت می‌شده است. رهبر‌معظم‌انقلاب درباره اینکه چه شد ایشان خطبه‌خوانی در آن شب را برعهده گرفته‌اند، گفته‌اند: «صبح تاسوعا بود که پیش از راهپیمایی، چیزی به ذهنم رسید. آن را برای برخی برادرانم گفتم و خواستم اگر موافق هستند، خبرش را پوشیده بدارند تا زمان آن برسد. فکر کردم که چنین خطبه رسمی، آن هم با یادکرد شاه، متناسب جو انقلابی مشهد نیست.

باید زمام امور را به‌دست بگیرم و موضوع باید پنهان می‌ماند، زیرا اگر آشکار می‌شد، در‌های حرم را روی ما می‌بستند. این مخفی‌ماندن خبر همان‌گونه که به آن اشاره کردم، تنها تا عصر تاسوعا طول کشید و پس از آن اعلام همگانی شد؛ آقای واعظ‌طبسی قطعنامه راهپیمایی روز تاسوعا را خواند و خطاب به جمعیت گفت: مردم به‌طرف حرم بروید! قرار است امشب خطبه به نام [امام]خمینی خوانده شود. قرار است امشب [آقای]سیدعلی‌خامنه‌ای به نام [امام]خمینی خطبه بخواند.»

غروب تاسوعا، مردم که از شنیدن خبر خطبه‌خوانی توسط یک عالم مبارز، شادمان شده بودند و این را یک پیروزی بزرگ برای خود می‌دانستند، در پایان راهپیمایی عظیم تاسوعا از در‌های مختلف حرم، چون سیلی وارد مجموعه می‌شوند تا مانع هرگونه اقدام احتمالی طرف‌داران سلطنت برای جلوگیری از این حرکت ضدسلطنت شوند. این مردم در مسیر خود، اقدام به کندن و پایین آوردن عکس‌های موجود در حرم‌مطهر از شاه می‌کنند.

برجسته‌ترین عکس پهلوی دوم در حرم، در دارالزهد‌مبارک نصب شده بوده که مردم در حالی‌که سیدجواد حائری‌طبسی در جلوی آنان بوده است و فریاد می‌زده‌اند: «عکس این سگ را پایین بیاورید» به سمت آن رفته و به‌رغم دخالت مأموران حاضر در حرم، آن را از جای خود می‌کنند. بلند شدن صدای اذان از بلندگو‌های حرم، باعث می‌شود تا درگیری فروکش کند و مردم به خواندن نماز بپردازند.

نماز جماعت مغرب‌وعشا در حالی به پایان می‌رسد که در طول آن استاندار خراسان و تعدادی از رؤسای ادارات طبق سنت سال‌های گذشته قصد حضور در خطبه‌خوانی شب عاشورا را بر‌اساس برنامه هرساله داشتند. لحظات سرنوشت‌ساز فرا می‌رسد؛ زیرا اگر اندکی تأخیر می‌شد، امکان داشت برنامه رسمی آغاز شود و انقلابی‌ها در اجرای نقشه خود ناکام شوند و این در حالی بود که همه‌چیز آماده بود، جز بلندگو.

رهبر‌معظم‌انقلاب درباره این لحظات گفته‌اند: «دیدم پر است از زائران منتظر خطبه. به طرف اتاقی که مشرف به صحن بود، رفتم. از آنجا مردم را می‌دیدم ولی آنان نمی‌توانستند مرا ببینند. محمد، پسرم مصطفی و عده‌ای دیگر همراهم بودند. دانستم که تسلط بر این همهمه، بسیار مشکل خواهد بود. آن روز‌ها صدایی قوی و بلند داشتم. خداوند این نعمت را به من داده بود که بدون بلندگو صدایم را تا دور‌ها می‌رساندم.»

ایشان درباره لحظات پیش از خواندن خطبه نیز گفته‌اند: «توکل کردم به خدا. متوسل شدم به امام‌رضا (ع). با صدای بلند و کشیده خطبه را شروع کردم. خطبه را موبه‌مو حفظ نکرده بودم. اما سخنم را با جمله‌های عربی مسجع که حمد [خداوند]و درود بر پیامبر (ص) و خاندانش بود، آغاز کردم.

همهمه مردم همچنان ادامه داشت، اما به‌تدریج آرامش و سکوت بر سر آن جمعیت خیمه زد؛ سپس ادامه خطبه را به زبان فارسی خواندم و گفتم: یابن‌رسول ا...! از شما معذرت می‌خواهم که طاغوتیان هرساله مراسم امشب را درکنار تو برپا می‌کردند، درحالی‌که نه به تو ایمان داشتند و نه به جد تو حسین (ع). ما خراسانی‌ها فقط نظاره‌گر آنها بودیم. نه چاره‌ای داشتیم و نه توانی. ساکت بودیم.»

آیت ا... خامنه‌ای سپس روی سخن را به فرماندار نظامی مشهد و استاندار می‌کنند و می‌گویند: «من نکته‌ای را از تاریخ انقلاب فرانسه به شما یادآوری می‌کنم؛ حاکمان فرانسه در آن زمان، انتظار سقوط حکومتشان را نداشتند. بیست روز پیش از پیروزی انقلاب فرانسه، خیرخواهان، حاکمان را به تسلیم در برابر اراده ملت فراخواندند، اما آنان بر لجاجت و تکبر خود پافشاری کردند. انقلاب برخلاف میل حاکمان، پیروز شد. اینک یکی‌دو ماه بیشتر به پیروزی [ما]نمانده است. من شما را نصیحت می‌کنم و می‌گویم که با مردم به‌نیکی رفتار کنید.»

سخنرانی آیت ا... خامنه‌ای یک ساعت به‌درازا می‌کشد. پس از آن درحالی‌که مقامات در بهت و حیرت بوده‌اند، ایشان حرم مطهر را ترک می‌کنند. این خطبه در ارتقای روحیه مردم و از دیگرسو، تضعیف موقعیت فرمانده نظامی و دیگر مسئولان، تأثیر چشمگیری داشت، به‌نحوی‌که بسیاری در مشهد، همان شب پیروزی قیام مردم را به یکدیگر تبریک می‌گفتند.

علاوه‌بر‌این در بهمن‌ماه ۱۳۵۷ و آستانه ورود امام‌خمینی (ره) از پاریس به ایران، جامعه روحانیت مبارز مشهد، در اعتراض به ممانعت دولت بختیار از بازگشت امام‌خمینی (ره) به میهن، در حرم‌مطهر تحصن و در تاریخ یازدهم بهمن، بیانیه خود درباره ادامه اعتصاب را منتشر کردند. محل تحصن تالار تشریفات و دارالزهد مبارکه بود. به‌تدریج اقشار مختلف مردم همراه با دسته‌گل‌ها و پلاکارد‌هایی وارد حرم‌مطهر شدند و همبستگی خود را با متحصنان اعلام کردند.

مردم مشهد همچنین جشن ورود امام (ره) در ۱۲‌بهمن‌ماه را نیز در حرم‌مطهر برگزار کردند. در این روز از مقابل مدرسه نواب تا صحن امام‌خمینی (ره) در حرم‌مطهر‌رضوی بین مردم نقل و شیرینی توزیع شد. تحصن علما در صحن حرم‌مطهر نیز با شعار «صل علی‌محمد، رهبر ما خوش آمد» پایان یافت.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.